Genpets |
|
چقدر سخته وقتی تو چشمای کسی که تمامه عشقت و دزدید و به جاش زخم عمیقی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه از کینه و نفرت خالی باشی حس کنی هنوزم دوسش داری.... چقدر سخته دلت باز به دیواری تکیه بده که ۱ بار زیر آوار دروغش همه ی وجودت له شده... چقدر سخته وقتی پشتت بهشه...دنیایی اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور بشی لبخند بزنی تا نفهمه هنوزم دوسش داری...... اشک... می دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي
درمیان راه...
اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم
خبلی سخت است... تب می کنم..عرق می کنم....میلرزم....جان می دهم.... هزار بار می میرم و زنده می شوم... دوباره پیش چشم های تو تا بگویم دوستت دارم اولین بارکه بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است اما آخرین بار همیشه سخت تر است و امروز می خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم و بعد راهم را بگیرم و بروم چون تازه فهمیدم تو هرگز دوستم نداشتی......
عشق يعني با غم الفت داشتن
عشق دريک جمله يعني انتظار انتظار روز رجـــعت داشتن عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني در جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشمان تر عشق يعني سر به در آويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختــن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني انتـــظار و انتـــظار عشق يعني هرچه بيني عکس يار عشق يعني ديـده بر در دوختـن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني سوز ني آه شبان عشق يعني معني رنگين کمان عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله بر خرمن زدن عشق يعني رسم و دل برهم زدن عشق يعني يک تيمم يک نماز عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون کندن به دست عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني همچومن شيدا شدن عشق يعني قلــه و دريا شدن عشق يعني يک شقايق غرق خون عشق يعني درد ومحنت دردرون عشق يعني يک تبلور يک سرود عشق يعني يک سلام و يک درود عشق يعني جام لبريز از شراب عشق يعني تشنگي يعني سراب عشق يعني حسرت شبهاي گرم عشق يعني ياد يک روياي نرم عشق يعني غرقه گشتن در سراب عشق يعني حلقه هاي بي حساب عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخــرخط بهـشــت عشق يعني گم شدن در لحظه ها عشق يعني آبـي بي انتـــها عشق يعني زرد تنها و غريب عشق يعني سرخي ظاهر فريب عشق يعني تکيه بر بازوي باد عشق يعني حسرتت پاينده باد عشق يعني هرزمان تنها شنيدن نام او عشق يعني هرچه گفتن هرچه کردن بهرانظر
بي تفاوت, بي هدف, بي آرزو
مي روم در چاه تاريکي فرو
عاقبت يک شب نفس گويد که: بس
وزتپيدن باز ماند نفس
مرغ کوري مي گشايد بال خويش
مي کشد جان مرا دنبال خويش
باد سردي مي وزد در باغ ياد
!!!برگ خشکي مي رود همراه باد
ديدار به قيامت...
![]() شايد مرگم زندگي دوباره ي کودکي باشد که پا به جهان پست ما مي گذارد
...شايد مرگم رنگ سياه اين خانه را پاك كند
... گردها را بشويد و زندگي بار ديگر نامش را پس بگيرد
...شايد مرگم شروع يک پايان باشد
![]() وداع "فروغ فرخزاد"
آیا شما که صورتتان را
در سایه ی نقاب غم انگیز زندگی
مخفی نمو ده اید
گاهی به این حقیقت یاس آور
اندیشه می کنید که زنده های امروزی
چیزی به جز تفاله ی یک زنده نیستند؟
احساسم را در سکوت شب می میرانم... دفنش می کنم تا حتی به خاطره ها هم سپرده نشود....
![]() یه حقیقت
یه حکایت
یه ترانه واسه گفتن جراحت
یه بهانه واسه خوندن
یا یه خواهش واسه خوندن
یه بهاربود یه الهه
شایدم عشق وتمناوگلایه
یه امید بود یه نصیحت
شایدم یه حسرت پرازشکایت
یه عبادتی برام بود
مثل گریه تو چشام بود
شده بود خاتون شعرای قشنگم
شده بود یه آرزو برای تنهایی شب های بی رنگم
وقتی اومد تو وجودم
شده بود برام یه رویا
شده بود شاهزاده ای با اسب بالدار سپیدش
که می اومد از تو قعر آسمونا
روزی که از توی بی راهه ها اومد
آسمون چشمای من بارونی بود
وقتی که برام می خندید
تموم دنیا برام چه دیدنی بود
وقتی حرف می زد با صداش زنده شدم
انگار ازعمق سیاه چال عذاب
من با حرفهای قشنگش دوباره زنده شدم
وقتی رفتم به سفر یاد نگاش باهام اومد
وقتی خوابیدم تو شبهام
رنگ بوسه اش توی رویاهام اومد
یادمه یه روز سرد برفی بود
که باهام مسافر جاده ها شد
توی سرمای شدید جاده ها
عشق اون باعث گرمی وجود تنهام شد
یادمه یه شب شور و مستی بود
که به من گفت با دلم نمی مونه
سر سپرده است برای دلتنگی هام
اما هیچ وقت تو شبام نمی مونه
یادمه یه روز برام قصه ای گفت
قصه رفتن و از من بریدن
قصه نبودن و به آخر خط رسیدن
حالا اون رفته ومن چه بی صدا
همه شب تنهای تنها با یادش می مونم
همه شب تنهای تنها
با تموم خاطرات
شرط عشق دختر جوانی
چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در
میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را
پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی
فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور
شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال
بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه
تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم
زمان. زمان ميخواهد تا دوباره عشقمان را از سر بگيريم من همچنان عاشق خواهم بود و ادامه خواهم داد عشق و تنها عشق است كه ميتواند روزي عشق ما را
برگرداند من همچنان عاشق خواهم بود و ادامه خواهم داد ميجنگم، صادقانه ميجنگم تا عشقمان را برگردانم من همچنان عاشق خواهم بود و ادامه خواهم داد عشق و تنها عشق است كه ميتواند روزي اين ديوار بين ما را
بشكند من همچنان عاشق خواهم بود و ادامه خواهم داد اگر ما تمام راه ها را دوباره از ابتدا آغاز ميكرديم من تلاش ميكردم تا تمام چيزهايي كه عشق ما را ميكشت تغيير
دهم غرور تو ديواري مستحكم ساخت كه من نميتوانم از ميان آن
عبور كنم واقعا هيچ راهي نيست تا عشقمان را از سر بگيريم؟؟؟؟ من هنوز هم عاشقت هستم تلاش ميكنم، صادقانه تلاش ميكنم تا اعتمادت را نسبت به عشقم جلب كنم من همچنان عاشق خواهم بود و ادامه خواهم داد عشق، عشق ما تنها چيزيست كه نبايد دور ريخته شود من همچنان عاشق خواهم بود و ادامه خواهم داد اگر ما تمام راه ها را دوباره از ابتدا آغاز ميكرديم من تلاش ميكردم تا تمام چيزهايي كه عشق ما را ميكشت تغيير
دهم غرور تو ديواري مستحكم ساخت كه من نميتوانم از ميان آن
عبور كنم واقعا هيچ راهي تا عشقمان را از سر بگيريم؟؟؟؟ اگر ما تمام راه ها را دوباره از ابتدا آغاز ميكرديم من تلاش ميكردم تا تمام چيزهايي كه عشق ما را ميكشت تغيير
دهم آري من غرورت را آزردهام من مي دانم كه تو در ميان چه بودهاي! اما بايد يك بار ديگر و تنها يك بار ديگر به من فرصت دهي اين نميتواند پايان باشد من هنوز هم عاشقت هستم من هنوز هم عاشقت هستم، من محتاج عشق تو هستم من هنوز هم معصومانه عاشقت هستم من محتاج عشق تو هستم من محتاج عشق تو هستم من محتاج عشق تو هستم مشعل مردی در عالم رویا فرشته
ای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن
و تاریک راه می رفت. مرد جلو رفت و از فرشته
پرسید:« این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟» فرشتـه جواب داد:« می خواهم با این مشعـل بهشت را آتش بـزنم و با این سطل آب،
آتش های جهنم را خاموش کنم. آن وقت ببینم چه کسی واقعاً خدا را دوست دارد!» چگونه جوان بمانیم HOW TO STAY
YOUNG چند راه ساده ، که همه هم بستگی به انتخاب شخصی
خود ما داره . و این ابتدای کاره . تا مرحله ای که فکر میکنیم : اصلاً چگونه
دوباره جوان شویم؟؟! این بهترین قسمت کاره پر از شور و هیجان ، تغییر و تحولات
زیبا و برقراری ارتباط با خویشتن خویش . برای همگی درین راه و همهء راههای زندگی
که حقیقتاً میتونه بجای سردرگمی و اندوه سرشار از شادی و عشق باشه ، آرزوی موفقیت
دارم . ********************************************* 1 - اعداد بدرد نخور را به دور بریز . این شامل
سن ، وزن و قد میشه . اجازه بده پزشکان برای اونها نگران باشند ، برای همین به
اونها پول میدی دیگه . 1 - Throw out nonessential numbers . This includes age, weight and height
. That is why you pay them . 2 - فقط با دوستان خوش اخلاق معاشرت کن ،
غرغروها و بداخلاقها نابودت میکنند (ضمناً اگر جزو اون غرغروها یا بداخلاقها
هستی این رو به خاطر بسپار) . 2
- Keep only cheerful friends . (keep this In mind if you are one of
those grouches;) 3 - شروع به یادگرفتن کن . کامپیوتر ، هنر ،
باغبانی . . . هرچیزی که دوست داری ، هرکاری که اجازه نده مغزت بیکار بمونه .
"مغز بیکار کارگاه شیطانه" ، و نام شیطان اینه : آلزایمر! 3 - Keep learning : 4 - از چیزهای کوچک و ساده لذت ببر . 4 - Enjoy the simple things . 5 - به جاهای نادرست و پر گناه نرو برو به خرید ، حتی مسافرت به یه شهر ویا یک
کشور دیگه اما نه به جائی که پراز گناه و خطاست وهمیشه یادخدا باش 5 - Don't take guilt trips . Take a trip to the mall, even to the
next county, to a foreign country, but NOT to where the guilt is &َ Always Remember God 6 - بیشتر مواقع طولانی بخند . آنقدر بخند که
احتیاج به نفس تازه داشته باشی . و اگر دوستی داری که تورو میخندونه بیشتر وقت
خودت را با او بگذرون . 6 - Laugh often, long and loud . Laugh
until you gasp for breath . 7 - اشک و غصه هم پیش میاد؛ یه کم گریه زاری کن
، یه کم غصه بخور و تحمل کن و بعد حرکت کن . . . تنها کسی که تمام عمر با تو خواهد
بود ، خودت هستی . تا زنده ای زندگی کن . 7 - The
tears happen
: Endure, grieve, and move on . The
only person who is with us our entire life, is our self . LIVE while you are
alive . 8 - دور وبرت رو پر کن از هرچیزی که دوست داری
، فامیل ، هدایا و یادگاریها ، موسیقی ، گل و گیاه ، سرگرمیها ، هرچیزی که خودت
دوستش داری . خونه تو پناهگاه توست . 8 - Surround yourself with what you love : Whether it's family, keepsakes,
music, plants, hobbies, whatever . Your home is your refuge . 9 - قدر سلامتی خودتو بدون : اگر خوبه ، نگهش دار و مواظب باش ، اگر استوار نیست ، بهترش کن ، اگر هم بدتر ازاونی است که خودت بتونی کاری
بکنی ، خوب کمک بگیر . 9
. Cherish your health : If it is good, preserve it . If it is unstable, improve it . If it is beyond what you can
improve, get help
. 10 - در هر موقعیتی عشق خودت رو به کسانی
که دوستشون داری بیان کن و بگو Â عید زیبا بود و امید عیدی گرفتن خرداد زیبا بود و امید سه ماه تعطیلی پاییز زیبا بود و امید دیدن دوباره همکلاسیها این سال دیگه میریم راهنمایی . دو سال دیگه
میریم دبیرستان . یکسال دیگه دیپلم و مدام این جمله روی زبونمون بود . وقتی بزرگ شدم ... وقتی بزرگ شدم ... با هر نوبرانه چشمها رو میببستیم و آروز
میکردیم ... چقدر آرزو داشتیم . دنیا دنیا امید روزی که نوبرانه زردآلو بود و چشمها رو بستم و
خواستم در دل آرزویی کنم و هیچ چیز از دل به زبان نیامد و فهمیدم بزرگ شدم چشم رو باز کردم و نوبرانه زرد آلو در دستم و
من بی آرزو . چقدر بزرگ شدن درد آور بود بزرگ شدیم و هیچ نشد حالا از مهر تا خرداد هر روز مثل دیروز و از
خرداد تا مهر امروز مثل دیروز . هر سال که گذشت هیجان ها کم تر و کم تر شد . سالها تکراری تر کار و کار و کار برای هیچ آرزو ها حسرت شد و ماند، بیمهایی که داشتیم که
روزمرگی رو دچار نشیم شد زندگی، و فهمیدیم که زندگی چیزی نیست جز همانی که
بزرگترها داشتن و ما میترسیدیم از دچار شدن بهش آخرین بزنگاه بود بزرگ شدن . دیگه میتونستیم از خیابان ها رد بشیم . ردشدیم بارها و بارها و بی پناه خوشا روزهایی که نمیتوانستیم و دستهایم را
به دست بزرگ و نرم پدرمیدادیم و طعم تکیه گاه را میچشیدیم بزرگ شدیم و همه شبها به تنهایی گذشت و خوشا
شبهایی که بهانه مریضی و ترس به تختخواب بزرگ و نرم پدر و مادر میلغزیدیم و خوش
میخوابیدیم ... بزرگ شدیم و دستها به جیب رفت و روبروی دستگاه
بیحس و سرد عابر بانک پول میگیرم، و چه کیفی داشت ده تومانی و پنجاه تومانی هایی
که از دست پدر میگرفتیم با لبخند . دیگه نه امیدی به سال دیگه . نه به خرداد ونه
به مهر . تا بچه هستیم بزرگ شدن چه امید شیرینی است و
بزرگ که میشویم بچگی حسرتی بزرگ .
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و
هی آگهی دادم اینجا و آنجاو هر روز برای دلم مشتری آمد و رفتو هی این و آن سرسری آمد و رفتولی هیچ کس
واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد Pari معجزه رنگ ها دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از
رنگها خالی از فایده نخواهد بود... برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی
رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم میکند اگر مضطرب هستید و فشار عصبی
طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز آرامبخش است و فشار خون
را کاهش میدهد اگر بیحال و حوصله هستید، رنگ نارنجی
را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید، رنگ
نارنجی بیحالی شما را از بین میبرد اگر از کم خونی رنج میبرید، میوههای قرمز
رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند.
غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ زرد سطح انرژی را بالا برده
و مانع افسردگی میشود اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را
به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش
دهنده و خوابآور است اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی
استفاده کنید، رنگ نیلی کمک میکند تا بهتر بیندیشید +نوشته شده دریکشنبه 1386/09/25ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط Mr جن پتس(حسین) | |
سلام بچه ها به وبلاگ من خوشامدید امید وارم هر چی لازم دارید بدست بیارید اگه هم ندارم در گزینه ی(نظر بدهید) یاداشت کنید تا به آیدیتون بفرستم. پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين هفته اوّل خرداد 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته چهارم آذر 1386 پيوندها طراح قالب | ||||||||||||||||||||||||||||||